شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
اینجا هستیدSkip Navigation Links : صفحه نخست : رمز گشایی از ابهامات جهانیان پس از پیروزی ترامپ
رمز گشایی از ابهامات جهانیان پس از پیروزی ترامپ رمز گشایی از ابهامات جهانیان پس از پیروزی ترامپ

همچنان جامعه جهانی در شوک انتخابات آمریکاست جنابعالی چه نظری دارید؟

مهمترین مسأله در مورد انتخابات آمریکا این است که در ابتدا باید دید اوضاع دوران ریاست‌جمهوری اوباما و 4 سال اخیر فضای سیاسی و اقتصادی آمریکا در چه فضایی قرار گرفته بود شاید بتوان گفت جامعه امروز آمریکا و مشخصاً زمان ریاست جمهوری اوباما با دو مشکل بسیار جدی مواجه بود. نخستین مورد را می‌توان کاهش قدرت خرید مردم و بی‌عدالتی که در حق جامعه کارگری آمریکا رقم خورد قلمداد کرد. به نوشته بلومبرگ در دوران اوباما قدرت خرید مردم از سال 2012 تا 2016 به شکل محسوسی کاهش پیدا کرد. دومین مورد تسخیر منافع سیاسی از جانب گروه‌های ذینفع بود.

چه عواملی سبب بروز این دو مورد شد؟

دو عامل اصلی در این زمینه وجود دارد. فوکویاما در فورین افرز در این زمینه نوشته بود که در آمریکا با رشد و پیشرفت فناوری بسیار سریع مواجه است و رشد فناوری باعث افزایش بیکاری کارگران شد و عملاً ربات و تکنولوژی جای فرد را گرفت. دومین مسأله جهانی شدن بود. به‌گونه‌ای که تحولات سازمان تجارت جهانی و فرآیند WTO سبب بی‌عدالتی و شکاف طبقاتی شد و صد البته به شخصه اعتقاد دارم این فقط مشخص جامعه آمریکا نبود و در بیشتر جوامع این مسأله نمود پیدا کرده است. برای مثال در آلمان و فرانسه هم این بی‌عدالتی به چشم می‌خورد.

اما در این میان یک مسأله هم در درون سازمان تجارت جهانی وجود دارد که لازم می‌دانم حتماً به آن اشاره کنم چرا که بسیاری از کنار آن به سادگی گذشتند این بود که در سال 1995 که سازمان تجارت جهانی شکل گرفت مهمترین مسأله این بود که درون سازمان تجارت جهانی یک نظام ضد جهانی شدن در حال شکل‌گیری بود و تحولات اخیر آمریکا به‌خوبی بیانگر این مسأله بود.

علی‌رغم تلاش‌های آمریکا برای جهانی شدن اما در درون، نهضت‌های بومی‌سازی و ضد جهانی شدن هم وجود دارد. برای مثال هرساله در خلال برگزاری اجلاس دائوس در سوئیس مخالفان ضد جهانی شدن تجمع و تظاهرات می‌کنند. این موارد در آمریکا امروزه به وضوح قابل مشاهده و تأمل است. به گفته آندرو هیوود فرآیند جهانی شدن دچار یک حرکت پارادوکسیکال است.

اما با توجه به تمامی جوانب و انتخاب ترامپ باید تأکید کنم که از زمان جرج واشنگتن به این طرف ترامپ تنها رییس جمهور غیرحزبی آمریکاست.

اما ترامپ نامزد حزب جمهوری خواه آمریکا بود و از حمایت‌های این حزب هم برخوردار بود؟

ببینید وقتی از ترامپ سؤوال شد آیا براساس آرا درون حزبی اگر شخص دیگری رای بیشتری کسب کرد حاضر به کناره‌گیری به نفع او هستی؟ و او نیز با قاطعیت جواب منفی داد باید متوجه شویم که او در کارزار انتخاباتی تا پایان خواهد ماند و دیگر منافع حزبی برای او بی‌معنی است و صد البته در حزب جمهوری خواه هم اکثریت طرفدار ترامپ نبودند حتی برخی‌ها به این نکته اشاره کردند که ترامپ باعث شرمساری حزب جمهوری‌خواه است ولی عملاً ترامپ با قدرت عمل خودش آرا را از آن خود کرد.

اگر به‌طور کلی تحولات حزبی چه در آمریکا چه در انگلستان را بررسی کنیم متوجه می‌شویم که تحزب عامل اصلی موفقیت ترامپ نبوده است بیشترین آرا ترامپ از طرف غیرحزبی‌ها بوده است.




 آیا ترامپ به یک چهره کاریزماتیک تبدیل شده است؟

خیر به ‌نظر من ترامپ به هیچ‌وجه چهره کاریزماتیک ندارد من در خبرها خواندم مردمان آمریکای لاتین، ترامپ را شبیه چه­گوارا  فیدل کاسترو می­دانند. این وجه تشابه در حقیقت ظلم به چه­گوآرا و فیدل کاسترو است چرا که آنها با تفکرات انقلابی جنگیدند این بی‌انصافی است که ترامپ را هم ردیف اسامی آنها جای داد.

پس چرا تا به‌این حد مورد اقبال مردم آمریکا قرار گرفت؟

ببینید ترامپ ناخواسته در مسیری قرار گرفت که همه با او مخالف بودند برای نخستین‌بار مردم آمریکا یک نه بزرگ به حاکمیت گفتند از باراک اوباما رییس جمهور گرفته تا رسانه‌ها، هالیوود و... همه از کلینتون حمایت کردند حتی بازیگران سرشناس هالیوود تهدید کردند که اگر ترامپ رییس جمهور شود به کانادا مهاجرت خواهند کرد. این نشان دهنده این است که در فضایی که همه کلینتون را حمایت می‌کردند مردم ترامپ را انتخاب کردند به‌خاطر این‌که نه بزرگی به حاکمیت گفته باشند. بگذارید در رابطه با نقش هالیوود در انتخابات برای شما مثالی را مطرح کنم در وانفسای انتخاب ریاست جمهوری دو فیلم از هالیوود در ایران به نمایش درآمد نخستین سریال 24 بود که در آن فیلم برای نخستین‌بار رییس جمهور آمریکا یک زن است و رییس جمهور ایران نیز به ‌نام حسن در آن فیلم به نمایش درآمده است و در پای میز صبحانه قرار است که به یک توافق برسند براساس همین فیلم گمانه‌زنی‌ها هم بر این بود که چون رییس جمهور ایران حسن روحانی نام دارد و خانم کلینتون هم نامزد ریاست جمهوری آمریکا است پس رییس جمهوری بعدی آمریکا خانم کلینتون است پس اتفاقات خوبی قرار است در ادامه برجام رخ دهد.

حال با انتخابات ترامپ تمامی معادله‌های هالیوود به‌هم ریخته است می‌خواهم این نکته را بگویم که هالیوود فقط یک نگاه است قرار نیست تصمیم‌گیری کند از طرفی هم کارتون سمپسون ها در سال 2001 ترامپ را به‌عنوان یک تاجر اقتصادی که رییس جمهور می‌شود به نمایش درآورده است.

ببینید انتخابات آمریکا از این منظر قابل تأمل است که بیشتر رأی‌‌های ترامپ رأی خاکستری جامعه آمریکا بوده است بعضی‌ها رأی‌های خارج حزبی بوده‌اند یا از حزب تنفر داشتند یا مخالف جهانی شدن بودند رأی‌های خاکستری رأی‌هایی بودند که براساس گزارشات آمریکایی‌ها بعید بود که در دوره قبلی انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده باشند و در حقیقت هنر ترامپ جمع‌آوری رأی‌های خاکستری بوده است.

در بررسی‌های شخصیتی این دو نامزد آمریکایی از یک طرف هیلاری کلینتون با آن سابقه پرغلط سیاسی وجود داشت از طرف دیگر یک سابقه سفید سیاسی را از ترامپ پیش‌رو داشتند در اصل باید گفت در مقایسه با سابقه پراشتباه هیلاری کلینتون، ترامپ مُبَرا از هرگونه سابقه سیاسی غلط بود و به این‌ خاطر می‌توان گفت مردم به ترامپ اعتماد کردند و برای اولین‌ رییس جمهوری بدون سابقه سیاسی انتخاب کردند.

شبیه اشتباهی که مردم ایران با انتخابات احمدی‌نژاد رقم زدند؟

خیر من به این صراحت نمی‌گویم البته منکر یکسری از تشابهات نیستم. در هر دو بعد مسأله پول و وعده رفاه اقتصادی مطرح شد در بحث پول اصلاً مهم نیست جهان اول باشیم یا جهان سوم. پول رأی را به‌دنبال خواهد داشت. اما اگر بخواهم در حوزه تخصصی خودم به این مسأله نگاه کنم بازهم سخن از برندسازی به میان می‌آید. به شخصه از منظر برندسازی شخصی به ترامپ نگاه می‌کنم در برند شخصی دو بحث مطرح است رهبری برند و برند رهبری. ترامپ دو بعد داشت در بحث برندسازی شخصی به نحو احسنت برند رهبری را نهادینه کرد.

چطور؟

ببینید علم برندینگ در بحث برندسازی شخصی می‌گوید مهمترین رکن تفاوت است. همچنین در جایگاه‌سازی برند به‌خاطر این‌که سطح آگاهی آن را بالا ببرد و به‌خوبی در اذهان نهادینه شود باید متفاوت باشد برای این‌که برند متفاوت باشد باید ساده باشد باید یکرنگ باشد. برای مثال شما در هر جای دنیا سیب گاز خورده ببینید یاد اپل می‌افتید یا این‌که تیک ساده شما را یاد نایک می‌اندازد برندهای موفق ساده و متفاوت هستند ترامپ در اصل این آگاهی را داشت که متفاوت باشد وارد شدن ترامپ با یک چهره جنجالی متفاوت باعث موفقیت او شد متفاوت از این نظر که او فردیست که توانسته 4 بار قانون مالیاتی آمریکا را دور بزند از قانون ورشکستگی استفاده کند تا میلیون‌ها دلار سرمایه شخصی خودش را حفظ کند. ترامپ کتاب‌های متعددی در بحث کارآفرینی، ثروت و سرمایه‌گذاری نوشته که در ایران هم ترجمه شده است اینها همه وجه تمایز و تفاوت ترامپ دراین انتخابات بود.

سؤوال مطرح شده این است که فردی با این همه ثروت به چه دلیل وارد کارزار انتخاباتی شده است؟

من چند سال پیش در کتاب« تنها ابرقدرت» توضیح دادم که دیگر وقت هژمونی است. زمان، زمان پیشتازی است.

دونالد ترامپ فقط و فقط به‌دنبال هژمونی است چرا که ثروت داشت و فقط به‌دنبال قدرت بود که هژمونی را داشته باشد لذا در حقیقت با این مؤلفه‌ها با زیرکی توانست برای خودش یک برند شخصی ایجاد کند و این برند شخصی در قالب برند رهبری در غالب حزب جمهوری‌خواه خودنمایی کرد و خیلی جالب بود فرید زکریا در مقاله‌ای که با عنوان دومینوی پوپولیسم منتشر کرد این نکته را مطرح کرد که ترامپ چهره‌ای متفاوت از خودش به نمایش گذاشت.

پیش‌بینی‌های مطرح شده که از طریق هوش مصنوعی اتفاق می‌افتد و البته تجربه آن را در ایران نداشتیم نشان می‌دهد که در سال 2013 پیش‌بینی هوش مصنوعی مبنی بر انتخاب شدن دونالد ترامپ بود این موضوع را عده‌ای به سخره گرفتند اما بحث اصلی این است که در حال حاضر ازهوش مصنوعی برای سنجش بازار، بازاریابی، بازارسازی، حسابداری، تئوری‌های سرمایه‌داری استفاده می‌شود. به‌هرحال چه خوب چه بد ترامپ به‌عنوان ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شده و تا ماه ژانویه کابینه را معرفی خواهد کرد.

چه ارزیابی از حضور ترامپ به‌عنوان رییس جمهور دارید و چه تأثیراتی در عرصه جهانی خواهد گذاشت؟

بله در نهایت ترامپ انتخاب شده است. من از روسیه شروع می‌کنم ترامپ در تمامی مناظره‌های انتخابی خودش از پوتین به‌عنوان یک چهره قدرتمند و دوست ‌نام برد که اولین زنگ خطر را برای ایران به‌صدا درآورد چون در تاریخ ایران همیشه روس‌ها خیانتکار بوده‌اند به شخصه اعتقاد دارم که در هیچ برهه زمانی نباید به روس‌ها اعتماد کرد.

روس‌ها خائن هستند پس اگر ترامپ متمایل به پوتین است این زنگ خطری برای ایران است نباید فرض کنیم چون پوتین متحد ما است اگر با آمریکا هم متحد شود پس تبدیل به یک مثلث قدرت خواهیم شد خیر روسیه به‌راحتی منافع ایران را خواهد فروخت پس نخستین اتفاق بعد از روی کارآمدن ترامپ و در دست گرفتن قدرت مسأله‌ سازش با روسیه است نزدیک شدن ترامپ به روسیه اثراتش را در سوریه خواهیم دید ترامپ درگذشته هم اشاره کرده بود که مشکلی با بشار اسد ندارد و اسد می‌تواند بر مسند قدرت بماند مشکل اصلی ترامپ داعش است نخستین حرکت سیاسی ترامپ هم قطعاً نابودی داعش خواهد بود و اینگونه تعامل پوتین و ترامپ معنادار خواهد شد. اگر این دو قطب باهم تعامل کنند و بتوانند داعش را از عراق و ترکیه و سوریه پاکسازی کنند قطعاً به نفع منطقه خواهد بود و ایران نیز از این حیث منتفع خواهد شد.



مگر داعش دست نشانده آمریکا نیست؟ اگر داعش با ترامپ متحد شود تکلیف چیست؟

ببینید این‌که داعش دست نشانده آمریکا هست یا نیست هنوز قطعی نیست بر سر آن بحث بسیار است بعد از پایان فروپاشی شوروی سال 1991 و پایان تئوری موازنه منفی در دوران جنگ سرد مسأله هژمونی مطرح شد. این‌که آمریکا برای حضور در منطقه به‌دنبال یک بهانه باشند این بهانه به شکل بسیار حرفه‌ای ده سال بعد رقم زده شد یعنی بعد از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه دلیل نداشت لذا به‌دنبال تئوری بود که بتواند حضورش در کشورهای خاورمیانه معنادار باشد سال 2001 با ظهور بن لادن و طالبان و انفجار برج‌های دوقلو مسأله مبارزه با تروریسم سرلوحه سیاست خارجی آمریکا شد و از همین‌رو مدل سیاست خارجی آمریکا تغییر کرد. برای مثال بعد از کشته شدن بن‌لادن و کنار رفتن طالبان القائده ظهور کرد بعد از سرکوب القائده داعش به میان می‌آید و مطمئنا بعد از فروپاشی داعش گروه دیگری جایگزین می‌شود این تئوری سیاست خارجی آمریکا برای حضور در منطقه به بهانه مبارزه با تروریسم است تا 50 سال آینده هم مطمئن باشید که هرازگاهی برای تاریخ مصرف 3 تا 5 ساله گروهک‌های تروریستی برسر کار خواهند آمد. قطعاً اگر قائله سوریه تمام شود مسأله یمن شدت پیدا خواهد کرد. البته برخی از سیاست‌های آمریکا نیز با نظر قطعی رییس جمهور نیست بلکه سیاست کلی تدوین می‌شود و رییس جمهور فقط مدیر اجرایی آن قلمداد می‌شود این‌که تصور کنیم بعد از داعش اوضاع منطقه به ثبات نسبی خواهد رسید تصور باطلی است و باید منتظر ظهور پدیده جدید برای تأمین منافع آمریکا در خاورمیانه باشیم.

البته در این میان نکته‌ای حایز اهمیت است ببینید بین دیپلماسی اعلامی و دیپلماسی اعمالی باید تفاوت قائل شویم دیپلماسی اعلامی شعار دادن است مثل شعارهای انتخاباتی باراک اوباما در سال 2008 است که به کرات اعلام می‌کرد زندان گواتمالا را تعطیل خواهد کرد اما بعد از گذشت 8 سال هیچ اتفاقی نیافتاده است.

بلوف‌های تبلیغاتی یا دیپلماسی اعلامی همیشه بوده وجود داشته و مردم ایران نیز کم و بیش با آن آشنایی داشته‌اند مثل قضیه پول نفت بر سر سفره‌های مردم بود.

و صد البته باید این را هم مدنظر داشته باشیم در ورای تمامی جنجال‌های انتخاباتی و مناظره‌های سیاسی مغز متفکری دوشادوش ترامپ قرار دارد به‌نام هنری کیسینجر. وی فردی است تمام قد از ترامپ حمایت می‌کند و در اصل کابینه ترامپ او رقم خواهد زد.

کیسینجر با درایت بالایی که زمان نیکسون و مسأله سیاست دوستونی به خرج داد به همگان ثابت کرد مغز متفکر آمریکاست.

مسأله سیاست دو ستونی همان نظریه معروف ایجاد توازن قوا در خاورمیانه است؟

بله اجازه دهید در مورد این موضوع توضیح بیشتری ارایه دهم سیاست ایجاد توازن قوا در خاورمیانه و مداخله غیرمستقیم از سوی کیسینجر در زمان نیکسون طراحی شد.

ممکن است آمریکا بدون دخالت مستقیم از طریق حمایت و کمک پوتین داعش را سرکوب کند این یعنی مداخله غیرمستقیم. به شخصه به حضور کیسینجر در کنار ترامپ خوشبین هستم.

در قبال اعراب ترامپ چه موضع و سیاسی را خواهد داشت؟

در بحبوحه انتخابات، قطر یک میلیون دلار به بنیاد کلینتون کمک کرد همچنین عربستان 30 میلیون دلار کمک کرد و در رأس همه اینها ترکی فیصل سفیر قبلی عربستان در آمریکا و رییس سازمان اطلاعات امنیت عربستان در یک مصاحبه تلویزیونی از مردم آمریکا خواست به ترامپ رأی ندهند.

حال که ترامپ رأی آورده مطمئناً این مسایل را فراموش نخواهد کرد تصور این‌که با آنها مقابله خواهد کرد درست نیست بلکه شدت ضعف خواهد داشت. البته ترامپ در مورد عربستان مسأله نفت هم اظهارنظرهایی داشته ولی باید دید که نحوه مقابله ترامپ با اعراب به چه شکل خواهد بود.

به شخصه اعتقاد دارم ترامپ هیچ علاقه به برقراری ارتباط با عربستان ندارد ولی باید دید در مدل دیپلماسی کیسینجر وضعیت اعراب چه می‌شود.

و اما بر سر برجام چه خواهد آمد؟

ببینید اینکه با انتخاب ترامپ بر جام پاره خواهد شد یک لاف انتخاباتی بود و مطمئناً اتفاق نخواهد افتاد چون برجام یک الزام جهانی است و آمریکا هیچ‌گاه با زیرپا گذاشتن الزام جهانی خود را زیر سؤوال نمی‌برد. باید از این منظر به قضیه نگاه کرد که ترامپ یک بیزنس من و تاجر است و شاید امروز از این‌که ایران با ایرباس قرارداد بسته اما بوئینگ وارد مذاکره نشده عصبانی است.

اگر منافع ترامپ از قِبَل برجام تأمین شود مشکلی با این توافقنامه نخواهد داشت در این رابطه چند سناریو پیش‌رو خواهد آمد:

نخست آنکه در ماه‌های اول سخت‌گیری‌های شدیدی نسبت به ایران خواهد داشت.

با توجه به دیدگاه‌های معقول کیسینجر که نمونه آن در زمان ریاست جمهوری کلینتون و مادلین آلبرایت به‌عنوان وزیر امور خارجه وقت شاهد بودیم از قرار این‌که کیسینجر تمایل به رفع مشکلات بین دو کشور داشت و بارها در مصاحبه‌ها و مقاله‌های خود عنوان کرد که زمان آن رسیده که ایران دوباره متحد آمریکا شود و باید با ایران پای میز مذاکره بنشینیم نباید نگرانی از قبال ترامپ بر برجام داشته باشیم قطعاً با گزینه نظامی که بارها توسط اوباما در قبال ایران مطرح شد مواجه نخواهیم شد. نرمش ترامپ با روسیه باعث خواهد شد تا منابع برجام هم تأمین شود.

برای مثال باید به این موضوع اشاره کنم که در سال 1991 که فروپاشی شوروی رقم خورد چند ماه قبل از فروپاشی و در سال 1990 کیسینجر به شورای روابط خارجی سنا دعوت می‌شود و در سخنرانی خود بر روی نقشه جهان سه نقطه را مشخص می‌کند.

بروکسل، قاهره و توکیو یعنی بلژیک، مصر و ژاپن از اتصال این سه کشور یک مثلثی را تشکیل می‌دهد و با در نظر گرفتن قطرهای مثلث نقطه تلاقی آن را ایران عنوان می‌کند.

کیسینجر معتقد است متحد آمریکا قبل از انقلاب اسلامی برای ایجاد توازن قوا در منطقه ایران بود آمریکا برای همین اصل باید برای برقراری ارتباط با ایران تلاش کند و وی در این جلسه با گمانه‌زنی‌های فروپاشی شوروی متذکر می‌شود که اگر آذربایجان با ترکیه متحد شود و به‌دنبال پان ترکسیم خواهند بود که خطر جدی در منطقه ایجاد خواهد کرد کشورهای عربی در نوار جنوب به تفکرات جمال عبدالناصر تمایل داشته و پان عربیسم را پایه‌گذاری خواهند کرد.

از طرفی هم منابع نفت گاز شمال و جنوب نیز در اختیار منطقه است پس ایران بهترین کریدور شمال به جنوب برای انتقال خط انرژی است. بعدها در بهار عربی شاهد بودیم که اکثریت سیاستمداران دنیا دیدگاه‌های کیسینجر را که در سال 1990 مطرح کرده بود تائید کردند.

به‌همین خاطر کیسینجر همواره به ایران به چشم متحد توازن قوا در منطقه نگاه می‌کند ‌و باید به این نگاه منطقی و عاقلانه خوشبین باشیم.

به‌نظر من با توجه به روحیات منفعت‌گرایانه و تاجر مسلک ترامپ می‌توان منتظر بهبود روابط اقتصادی ایران و آمریکا باشیم اما نه در ما‌ه‌های اول. 



جنابعالی اشاره به مسأله خصومت ترامپ با اعراب و مسأله نفت داشتید ممکن است در این زمینه توضیح بیشتری بدهید؟

بله در چند سال گذشته طرحی در آمریکا مصوب شد تحت عنوان عدم اعتیاد به نفت. این عدم اعتیاد چندین معنا داشت که یکی از آنها استقلال آمریکا از اوپک بود و اتفاقاً هم ترامپ نیز بر روی همین مسأله دست گذاشته است. مشخصاً هم با این تفکر با دو کشور عضو اوپک یعنی ایران و عربستان مشکل خواهد داشت پس بر همین اساس نگاه خود را معطوف به کشورهای آمریکای لاتین و شمالی یعنی مکزیک، کانادا و ونزوئلا کرده است.

از همین‌رو سعی کرده تا موانع تولید و صادرات را حذف کند حفاری در مناطق فراساحلی را آزاد کرده است. آمریکا سعی کرده تا با افزایش تولید داخلی دیگر نفتی را خریداری نکند به‌نظر می‌رسد باید منتظر کاهش قیمت در ابتدای فعالیت ترامپ باشیم. کما این‌که انتخاب ترامپ باعث کاهش بهای نفت در بازار جهانی شد.

مسأله دیگر که ترامپ بر روی آن تمرکز کرده مسأله خودرو است.

در سال‌های اخیر شرکت مطرح خودروسازی نظیر فورد به‌خاطر نیروی کار ارزان قیمت در مکزیک سرمایه‌گذاری کردند.

در سال‌ 2005 مکزیک 6/1 میلیون دلار صادرات خودرو داشت اما این رقم در سال 2016 به عدد 4/3 میلیون دلار صادرات داشته و تا سال 2020 برنامه‌ریزی برای صادرات 5 میلیون داشته است.

ترامپ خواستگار برگشت ماشین‌سازی خودرو به آمریکا شده است در غیر این‌صورت برای واردات هر خودروی مکزیکی به داخل خاک آمریکا تعرفه 35 درصدی وضع می‌کند متعاقباً مکزیک و کانادا هم برای ورود خودروهای آمریکایی تعرفه مشخص کرده‌اند در این‌صورت خودروسازی آمریکا دچار مشکل خواهد شد و از طرفی قطعه‌سازان آمریکایی که قطعه به مکزیک و کانادا صادر می‌کنند هم با بحران مواجه خواهند شد.

به شخصه معتقدم اگر ترامپ نتواند فورد را به خاک آمریکا بازگرداند بحران بی‌سابقه‌ای در خودروسازی جهانی شاهد خواهیم بود.

اشاره به سیاست عدم اعتیاد به نفت آمریکا داشتید عدم خرید نفت ایران و کاهش قیمت جهانی چه تأثیرات سویی به اقتصاد ایران خواهد داشت؟

این قضیه روشن‌تر از روز است که اقتصاد ایران وابسته به نفت است. اقتصاد ایران اقتصاد کاملاً نفتی است ببنید از سال 84 که عضو ناظر سازمان تجارت جهانی شدیم و هر سالی را که مقام معظم رهبری سال نامگذاری کردند 8 سال ایشان به مسأله اقتصاد خصوصی تأکید داشتند یعنی نگاه رهبری بر مسأله تولید داخل متمرکز هست.

صحبت­های مقام معظم رهبری در زمینه اقتصاد بدون نفت کاملاً عینی و شدنی است اما این‌که چرا اتفاق نمی‌افتد سؤوال بی‌جوابی است که هیچ‌گاه در هیچ دوره ریاست جمهوری جوابی برایش یافت نشده است.

براساس تئوری‌های سازمان تجارت جهانی باید به سمت داده‌ها و داشته‌های خودمون در حوزه صنایع کشاورزی متمرکز می‌شدیم.

هیتلر در کتاب نبرد من نوشته که من به اتکای گندم سیستان به شوروی حمله کردم یعنی این‌که ایران کشور بسیار حاصلخیزی است.

البته که از آن دوران زمان بسیاری سپری شده و امروز مسأله آب مجازی اقتضا می‌کند اما براساس همین تئوری آب مجازی هم می‌توانیم خالق حرکت‌های مؤثری برای آیندگان باشیم و وابستگی خودمان را به مسأله نفت کاهش دهیم.

لطفاً در این زمینه کمی بیشتر توضیح دهید؟

بله برای مثال کاشت برنج در ایران توجیه اقتصادی ندارد براساس تئوری آب مجازی برای واردات یا صادرات هر کالایی میزان آب مصرفی آن موجود است برای مثال برای کاشت یک کیلو برنج 4800 لیتر آب مصرف می‌شود وقتی یک کیلو برنج صادر می‌شود یعنی 4800 لیتر آب صادر شده است اگر یک کیلو برنج وارد شود یعنی 4800 لیتر برنج صرفه‌جویی شده است.

امروزه در شرایطی که کشور ایران در حالت نیمه خشکسالی قرار گرفته و رفته‌رفته به سمت یک کشور خشک و بیابانی سوق خواهیم یافت کاشت برنج توجیه نخواهد داشت. پس باید به فکر کشف کشت جایگزین مثل زعفران باشیم که ارزش افزوده نیز ایجاد خواهد کرد. هرودوت در رابطه کشاورزی زمان کوروش نوشته که از دیرباز کشت زعفران در فارس رواج داشته اما امروز این اتفاق نمی‌افتد 18 استان کشور مستعد کاشت زعفران هستند اما عملاً فقط قسمتی از نوار شرقی کشور به این‌کار مشغول هستند. نه تنها زعفران بلکه خشکبار و مرکبات هم از این متنی نیستند. اگر صنایع تبدیلی داشته باشیم متوجه می‌شویم که وقتی صادرات یک بشکه نفت 40 دلار است اما یک بشکه کنسانتره گریپ‌فروت 1800 دلار است متوجه می‌شویم که آنگونه که باید برای کشاورزان ایران برنامه‌ریزی نداشته‌ایم تناژ تناژ مرکبات ایران به‌دلیل عدم انبارداری مناسب تبدیل زباله شد در صنعت میلیون‌ها دلار ایران به زیر خاک رفت چون برنامه‌ریزی مدونی در این زمینه شکل نگرفت.

منابع غنی مرکبات شمال کشور از نبود صنایع تبدیلی در مضیغه است باید برای بومی‌سازی مناطق کشاورزی طرح و برنامه داده شود.

 در واپسین روزها و ماه‌های سال 2016 هستیم سالی که بسیار پرفراز و نشیب با اتفاقات غیرمنتظره‌ای مثل خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و حتی انتخاب دونالد ترامپ به‌عنوان رییس جمهور آمریکا بود جنابعالی تاثیر این تغییرات را بر اقتصاد ایران چگونه ارزیابی می­کنید؟

ما در حال حاضر عضو ناظر تجارت جهانی هستیم یعنی دست‌وبال بسیار بسته داریم. افغانستان عضو فعال سازمان WTO است اگر برای مثال یک شرکت ترکیه‌ای و یک شرکت ایرانی هر دو همزمان بخواهند یک محصول مشابه را به افغانستان صادر کنند به محصول ایران 20 درصد تعرفه وضع می‌شود چون برای ترکیه و افغانستان که هر دو عضو فعال سازمان هستند و صد تعرفه تعرفه تعلق می‌گیرد پس عملاً عضو ناظر باشیم یا نباشیم فرقی به حال ایران نمی‌کند تعلل ایران در پذیرش معاهده کپی رایت و معاهده کریپس سبب لطمه به اقتصاد کلان کشور می‌شود و باید خواب الحاق به سازمان تجارت جهانی را ببنیم ایران هنوز رژیم تجاری را تقدیم نکرده پروسه 5 تا 7 زمان می‌برد تا ایران بتواند عضو فعال سازمان بشود مسأله دیگر این است همه کشورها باید نظر مثبت به عضویت فعال بدهند سال‌های سال روسیه پشت درب‌های تجارت جهانی ایستاد چون گرجستان به آن رأی مثبت نمی‌داد اتحادیه اروپا امتیاز داد روسیه شد عضو ناظر پارلمان آمریکا به آن امتیاز داد تا در بحث تجارت با روسیه سود ببرد و روسیه عضو فعال شد حال با توجه به اوضاع سیاست خارجی ایران تصور کنید عربستان به ایران رأی مثبت بدهد که نمی‌دهد و همچنین قطر و امارات و یا رژیم اشتغالگر قدس.

تا زمانی‌که در این وضعیت باشیم نباید خوشبین بود که تغییرات سیاسی در اتحادیه اروپا و آمریکا برای ایران منفعتی داشته باشد.

در 16 ایالت افغانستان زعفران کشت می‌شود دو سال است که در نمایشگاه موادغذایی برلین به‌عنوان بهترین زعفران از آن یاد می‌شود این همان بحث معاهده لیسبون است که بنده بارها و بارها به احمدی‌نژاد و روحانی نامه نوشتم و دغدغه‌ها خودم و تورم را در آن نامه گوشزد کردم. صادرات زعفران به اسپانیا که عضو فعال سازمان است از طریق افغانستان که آن هم عضو فعال است بسیار به صرفه‌تر از ایران است چون حذف نظام تعرفه‌ای شامل افغانستان می‌شود که ایران از آن بی‌نصیب است. رفته‌رفته آسیب جدی برای زعفران است. مسأله WTO مسأله‌ای نیست که بخواهیم در مورد آن فکر کنیم زمان فکر کردن تمام شده باید به سمت تجارت جهانی برویم. باید با دنیا تعامل کنیم. 





               





Share
تاریخ: ۱۳۹۵/۰۹/۰۶
نبض اقتصاد، شماره بیست و پنجم
نظرات: